تبليغاتX
من امشب تورو میخوام ...



    راوی قصه
    رازهایی از جنس بلور ...
    غبار غم
    من پر از وسوسه های رفتنم
    عاقلانه های امین روزگرد
    هو الحی
    تمنای گناه های شیرین
    ایران میهن من
    شومبوس من عاطفه
    درسا خانومی دختر چشم آبی
    دیونه ی عشق



  پست الکترونیک



 Regenerated by Satan

 Dedicated to : 

  Babi & Vici

 


ساعت : 16:31

چهارشنبه بیست و هشتم بهمن 1383
 

گلم  ، دیدی آسمون خراب شد سرمون.

دیدی من باز شرمندت شدم .

دیدم که چقد منو تحمل میکنی.

دیدم ، دیدم ،

نوشته شده توسط : سیتن | 


ساعت : 19:51

دوشنبه بیست و ششم بهمن 1383

 

Yeah, and here I am,
on the road again,
there I am, up on that stage
Here I go, playin' star again,
there I go, turn the page
And there I go, turn that page

نوشته شده توسط : سیتن | 


ساعت : 14:43

دوشنبه بیست و ششم بهمن 1383
 

ولنتاین

به هرکی از وبلاگیها که سر میزنم میبینم همه دارن با غم و غصه ها کشتی میگیرن.

I Lost His Love  

I Lost Myself Eighter

If She Finds Her Love

I Will Find My Love Too

ولنتاین همه هم مبارک باشه . امیدوارم تو این روز همه دوستای قدیمی همو ببینن به خصوص دوستای عاشق و جوونمون.با یه کادو دل اونی که دوسش دارین رو شاد کنید.

امیدوارم دوستام - جاجیده و گابوت - هم بالاخره به هم برسن من این وسط یه نفسی بکشم چون دیگه بیشتر از این نمیکشم . و امیدوارترم که عمو گابوت حواسش به امروز باشه . البته تا آخر شب ماجرا معلوم میشه .

بازم مثه همیشه : " من امشب تورو میخوام سیتن ..."

 

نوشته شده توسط : سیتن | 


ساعت : 18:47

شنبه هفدهم بهمن 1383

 

So close, no matter how far
Couldn't be much more from the heart
Forever trusting who we are
and nothing else matters

Never opened myself this way
Life is ours, we live it our way
All these words I don't just say
and nothing else matters

Trust I seek and I find in you
Every day for us something new
Open mind for a different view
and nothing else matters

never cared for what they do
never cared for what they know
but I know

So close, no matter how far
Couldn't be much more from the heart
Forever trusting who we are
and nothing else matters

never cared for what they do
never cared for what they know
but I know

Never opened myself this way
Life is ours, we live it our way
All these words I don't just say

Trust I seek and I find in you
Every day for us, something new
Open mind for a different view
and nothing else matters

never cared for what they say
never cared for games they play
never cared for what they do
never cared for what they know
and I know

So close, no matter how far
Couldn't be much more from the heart
Forever trusting who we are
No, nothing else matters


 

نوشته شده توسط : سیتن | 


ساعت : 18:15

شنبه هفدهم بهمن 1383
 

به این موجود نگاه کنید به خدا این جاش تو جهنمه !!!!         

 

 

موجودی که به بهشت نمیرود

 

نوشته شده توسط : سیتن | 


ساعت : 15:26

سه شنبه سیزدهم بهمن 1383
 

آزادی چیه  ؟ حدود آزادی چیه ؟ اصلا حد داره ؟ کی این حد تعیین میکنه ؟ سهم دخترا از این آزادی چیه ؟

آیا با عرف جنگیدن به اسم آزادی درسته ؟ آیا تو این جامعه با این مردهای به ظاهر مرد  که غیرت رو تف کرده اند میشه حدود روابط زنان و دختران رو گسترش داد ؟

 

نظر شما چیه ؟؟

نوشته شده توسط : سیتن | 


ساعت : 18:40

دوشنبه دوازدهم بهمن 1383
 

هرکس به طریقی دل ما میشکند     بیگانه جدا دوست جدا میشکند

بیگانه اگر میشکند حرفی نیست     من در عجبم دوست چرا میشکند

دل ما شکست کس صدایش نشنید     آری دل مرد بی صدا میشکند

نوشته شده توسط : سیتن | 


ساعت : 17:17

یکشنبه یازدهم بهمن 1383
 

سر دوراهی گیر کردم  . کاری کردم و راهی رفتم که دیگه نمیشه کاریش کرد . فکر نمیکردم که اینجوری باگ داشته باشم

نوشته شده توسط : سیتن | 


ساعت : 15:5

پنجشنبه هشتم بهمن 1383
 

در قمار زندگی عاقبت ما باختیم

                                              بس که تک خال محبت بر زمین انداختیم

نوشته شده توسط : سیتن | 


ساعت : 14:32

پنجشنبه هشتم بهمن 1383
 

اینهمه فریاد میزنم اما گوشش بدهکار نیست.حرفام در مقام خودم قابل تامل نیست . حتما باید کاتالیزور استفاده کنم و جالب اینه که بجای اینکه تو واکنش من تجزیه و تحلیل بشم کاتالیزور واکنش میده .

این نامردیه که تورو به خاطر یکی دیگه بخوان . با تو باشن اما حواسشون جای دیگه باشه

نوشته شده توسط : سیتن | 


ساعت : 18:22

چهارشنبه هفتم بهمن 1383
 

هر چی از پستی بعضیا بگم کم گفتم.

هر چی بیشتر در حقشون لطف کنی بدتر میشن. یه عده دیگشونم اینجورین که چشم دیدن لطف کردنای تورو به باقی ملت ندارن و زیرآبتو میزنن.

اما همه دعواها به قول دوستمم علی بخاطر ...... که همه ملت به جون هم میفتن.

هر کس از طریقی عمل میکنه. یکی از قیافش . یکی از پولش. یکی از هنرش.یکی از پست و مقامی که داره.یکی از علمش.

تو این بین اونایی که از هنر و دانششون سوء استفاده میکنن خطرناکترن و با این کارشون به خصوص به هنرشون و علمشون ضرر میزنن.

خدا از سر تقصیرات همه ما بگذره!

 

نوشته شده توسط : سیتن | 


دی 1387
آذر 1387
مرداد 1387
تیر 1387
اسفند 1386
آذر 1386
آبان 1386
مرداد 1386
تیر 1386
اردیبهشت 1386
شهریور 1385
مرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
آذر 1384
مهر 1384
شهریور 1384
مرداد 1384
تیر 1384
خرداد 1384
اردیبهشت 1384
فروردین 1384
اسفند 1383
بهمن 1383