Regenerated by Satan
Dedicated to :
Babi & Vici
ساعت : 16:31
چهارشنبه بیست و هشتم بهمن 1383
ساعت : 19:51
دوشنبه بیست و ششم بهمن 1383
Yeah, and here I am,
on the road again,
there I am, up on that stage
Here I go, playin' star again,
there I go, turn the page
And there I go, turn that page
ساعت : 14:43
دوشنبه بیست و ششم بهمن 1383

به هرکی از وبلاگیها که سر میزنم میبینم همه دارن با غم و غصه ها کشتی میگیرن.
I Lost His Love
I Lost Myself Eighter
If She Finds Her Love
I Will Find My Love Too
ولنتاین همه هم مبارک باشه . امیدوارم تو این روز همه دوستای قدیمی همو ببینن به خصوص دوستای عاشق و جوونمون.با یه کادو دل اونی که دوسش دارین رو شاد کنید.
امیدوارم دوستام - جاجیده و گابوت - هم بالاخره به هم برسن من این وسط یه نفسی بکشم چون دیگه بیشتر از این نمیکشم . و امیدوارترم که عمو گابوت حواسش به امروز باشه . البته تا آخر شب ماجرا معلوم میشه .
بازم مثه همیشه : " من امشب تورو میخوام سیتن ..."
ساعت : 18:47
شنبه هفدهم بهمن 1383
So close, no matter how far
Couldn't be much more from the heart
Forever trusting who we are
and nothing else matters
Never opened myself this way
Life is ours, we live it our way
All these words I don't just say
and nothing else matters
Trust I seek and I find in you
Every day for us something new
Open mind for a different view
and nothing else matters
never cared for what they do
never cared for what they know
but I know
So close, no matter how far
Couldn't be much more from the heart
Forever trusting who we are
and nothing else matters
never cared for what they do
never cared for what they know
but I know
Never opened myself this way
Life is ours, we live it our way
All these words I don't just say
Trust I seek and I find in you
Every day for us, something new
Open mind for a different view
and nothing else matters
never cared for what they say
never cared for games they play
never cared for what they do
never cared for what they know
and I know
So close, no matter how far
Couldn't be much more from the heart
Forever trusting who we are
No, nothing else matters
ساعت : 18:15
شنبه هفدهم بهمن 1383
ساعت : 15:26
سه شنبه سیزدهم بهمن 1383
آزادی چیه ؟ حدود آزادی چیه ؟ اصلا حد داره ؟ کی این حد تعیین میکنه ؟ سهم دخترا از این آزادی چیه ؟
آیا با عرف جنگیدن به اسم آزادی درسته ؟ آیا تو این جامعه با این مردهای به ظاهر مرد که غیرت رو تف کرده اند میشه حدود روابط زنان و دختران رو گسترش داد ؟
نظر شما چیه ؟؟
ساعت : 18:40
دوشنبه دوازدهم بهمن 1383
هرکس به طریقی دل ما میشکند بیگانه جدا دوست جدا میشکند
بیگانه اگر میشکند حرفی نیست من در عجبم دوست چرا میشکند
دل ما شکست کس صدایش نشنید آری دل مرد بی صدا میشکند
ساعت : 17:17
یکشنبه یازدهم بهمن 1383
سر دوراهی گیر کردم . کاری کردم و راهی رفتم که دیگه نمیشه کاریش کرد . فکر نمیکردم که اینجوری باگ داشته باشم
ساعت : 15:5
پنجشنبه هشتم بهمن 1383
ساعت : 14:32
پنجشنبه هشتم بهمن 1383
اینهمه فریاد میزنم اما گوشش بدهکار نیست.حرفام در مقام خودم قابل تامل نیست . حتما باید کاتالیزور استفاده کنم و جالب اینه که بجای اینکه تو واکنش من تجزیه و تحلیل بشم کاتالیزور واکنش میده .
این نامردیه که تورو به خاطر یکی دیگه بخوان . با تو باشن اما حواسشون جای دیگه باشه
ساعت : 18:22
چهارشنبه هفتم بهمن 1383
هر چی از پستی بعضیا بگم کم گفتم.
هر چی بیشتر در حقشون لطف کنی بدتر میشن. یه عده دیگشونم اینجورین که چشم دیدن لطف کردنای تورو به باقی ملت ندارن و زیرآبتو میزنن.
اما همه دعواها به قول دوستمم علی بخاطر ...... که همه ملت به جون هم میفتن.
هر کس از طریقی عمل میکنه. یکی از قیافش . یکی از پولش. یکی از هنرش.یکی از پست و مقامی که داره.یکی از علمش.
تو این بین اونایی که از هنر و دانششون سوء استفاده میکنن خطرناکترن و با این کارشون به خصوص به هنرشون و علمشون ضرر میزنن.
خدا از سر تقصیرات همه ما بگذره!

