Regenerated by Satan
Dedicated to :
Babi & Vici
ساعت : 17:7
پنجشنبه بیستم اسفند 1383
یکی از دوستای خوبم که همیشه واسه وبلاگم کامنت میذاره و حوصله میکنه مطلبامو بخونه عاطفه است.مطلب زیر از مطالب قشنگ این خانوم گلی که حیفم اومد براتون اینجا نذارم :
ای همزاد...ای همراز...ای هم سرنوشت
هر دومان حیران بازیهای دوران های زشت
شعرهایم را نوشتی
دست خوش!
اشک هایم را کجا خواهی نوشت...؟!
ساعت : 19:36
چهارشنبه نوزدهم اسفند 1383
ساعت : 18:53
دوشنبه هفدهم اسفند 1383
اول از همه از به آقا فرهاد خیرمقدم میگیم که ما رو توسط یکی از بزرگان کشف کردند.
و اما ...
این سری خیالم راحته که حداقل از ۱۷ تا ۲۵ اسفند از قلندرای قدیمی خبری نیست مگه اینکه تو این مدت قلندر جدیدی در بیاد.به هر حال یه فرشته مهربون به اسم شایان هست که مواظب باشه.
اما قهرمان زنی با خط قرمزهای نامعلوم ما یه چند وقته که حالش به هم خورده ( منظورم همون مهرداد)
ولی به قول خودش بامجون بم آفت نداره
ساعت : 20:33
شنبه پانزدهم اسفند 1383
ما ز یاران چشم یاری داشتیم.
تموم شد . این بار هم بی نتیجه تموم شد.
میشه نشست و دید که گلی پرپر بشه ؟ نه نمیشه .
ساعت : 16:40
پنجشنبه سیزدهم اسفند 1383
این آهنگ خیلی زیباست. منم اتفاقی شنیدمش و دیدم بهترین چیزی که در حال حاضر حس و حاا منو میرسونه همین آهنگه که متنشو براتون میزارم :
Say it if you want to and say it if you will
But if you don't say what you are thinkin'
No, I won't take too kindly to it.
And all I want is something special,
And you can't give it to me,
And all you do is lie to me,
'Cause you're a liar, liar, liar.
I will run, I will fight,
I will take you through the night lie, lie, liar,
I will run, I will fight,
I will take you through the night lie, lie, liar...
ساعت : 20:25
سه شنبه یازدهم اسفند 1383
مرا عهدیست با جانان که تا جان در بدن دارم
هواداران کویش را چو جان خویشتن دارم
عشقش را بر سر هیچ باخته و دل به قلندرانی سپرده تا برود راهی که انتهایی ندارد جز تباهی .
گوشها و چشمهایش را بسته - دوستان را آزرده - تا مرهمی شود بر زخم قلندران.که روزگاریست بس ...
باز ناله میکند تا وزن زمانه را بجوید از دوستی که از آن چیزی نمانده از برادری که همه اش را به پایش
ریخته از عشقی که در خود شکسته از مهری که از خود رانده از سایه ای که از خود آزرده .
به کجا میروی ؟!
گر میروی بی من مرو
ساعت : 11:48
دوشنبه دهم اسفند 1383
معشوق را تنها عاشق میبایست دل نگران باشد نه قلندران.
بنگر که زمانه چه وزنی دارد ؟
دردا که که عاشقان کنج عزلت اختیار نموده اند و قلندران عاشق پیشگی !
ساعت : 20:50
یکشنبه نهم اسفند 1383
Im sitting here alone in my room.
An thinking about times that we've been through,oh my love.
Im looking at the picture in my hand.
Trying my best to understand.
I really want to know what we did wrong.
With a love that felt so strong.
If only you were here tonight.
I know we could make it right.
دختر جون خودتو جم کن آخه این چه وضیه ؟! تو این دور و زمونه همه از در دوستی و کمک و اینجور چیزا وارد میشن.همه که برادر آدم نیستن اینجور لی لی به لا لا شون میذاری.
- آخه همکارمه !
همکارته ؟؟ خوب باشه . اما همسرت که نیست . یکم رعایت کن . عشقتو ول کردی اومدی ور دل همکارت!!! آخه این دلیل میشه ؟
- بابا جون این آدم خودش دوست دختر داره و خیلیم دوسش داره دیگه برا من که مشکلی نداره.
گلم این چه فکریه که میکنی.تو خودت بگو اگه دلش پیش دوستش بود که با تو اینقد لاس نمیزد.اینقد نگرانت نبود.یه دقیقه که رفتی گلاب به روتون .... اینقد زنگ نمیزد آخرشم پاشه بیاد دنبالت.
- خوب حالا بیچاره نگرانم شده.
خوبه منم میرفتم ور دل شادی میشستم و همش تر و خشکش میکردم به این بهونه که با دوست پسرش یکم حرفش شده. میرفتم براش قا قا لی لی میخریدم ؟ دوست پسرش بعد شاکی نمیشد که من چیکارش میشم . تو غر نمیزدی که چیکارم میشه این دختره یا میگفتی فدات شم که اینقد با محبتی.
- تو قضیه ات با اون فرق داره .
بله حتما فرق داره . از ما آخه خار داره.
- خواهش میکنم تمومش کن !!!
همیشه آخرش به اینجا میرسه . ببین گلم اگه اون صورت خوشگلتو نداشتی این جماعت دوست و همکارت ایجوری مثل پروانه دور شمع جمالت نمیچرخیدن . اگه اون موقه یکی میومد طرفت معلوم بود که حسن نیت داره . آخه مرد ۳۵ ساله که زن داره اومده بهت میگه زنم درکم نمیکنه تو همون ایده آل من هستی و اینجور چیزا یعنی چی ؟ تو که سن دختر این بابا رو داری ! یکم فکر کن این جماعت گرگ تو پوست بره اند .
- تو فقط میخوای آزادی منو محدود کنی .
آزادی!!! اینا اسمش آزادیه . شب خونه یه عملی بودن آزادیه ؟! با یه مشت عرق خور پریدن آزادیه.خودتو گول میزنی که چه میدونم طرف دانشجویه خبرنگاره مهندسه دوستمه و همکارمه و زن داره بچه داره چه میدونم خیر سرش متعهده و این چرت و پرتا . حتما باید سرت به سنگ بخوره تا بفهمی . برو خونه سامان تا صبح لخت بغلش بخواب ببین اگه کسی چیزی بهت گفت . با اهلش بپر و نشست و برخواست کن . تنهایی دلت گرفته برو پیش نازگل چرا میری پیش فلانی که میدونی چه آدمای بیشرفی میان خونش.
ساعت : 20:40
سه شنبه چهارم اسفند 1383
عاشقم بر لطف و بر قهرش به جد
وین عجب من عاشق این هر دو ضد
خبردار شدم که دوستم تو زلزله امروز کرمان-زرند فوت شده. روحش شاد ...
ساعت : 11:17
سه شنبه چهارم اسفند 1383
Of the creator Orkut friend.
Of the creator of a missed-call.
Of the creator of $aaaajdeeee.
Of the creator of Asali.
Of the creator of Amir Babak.
Of the creator of Abji.
All from the resident of HELL.
ساعت : 17:53
دوشنبه سوم اسفند 1383
امان از راه بی عابر امان از شهر بی شاعر
امان از روز بی روزن امان از این همه رهزن
منم برای خودم ویکتوریایی دارم که برای خودش مهردادی داره . ویکتوریای قصه ما همون چیزی رو میکشه که ویکتوریا میکشه . خیلی سخته خیلی خیلی خیلی ...
چرا قدر همو نمیدونیم ؟
ساعت : 17:11
دوشنبه سوم اسفند 1383
از همه دوستای نازنینم که میان به من سر میزنن ممنونم. همونطور که دیدید مطلب قابل عرضی اینجا دستتونو نمیگیره اما بضاعت من همینه. این چند روز هم که آپ نکردم تهران نبودم. با یکی از بچه ها رفته بودیم اصفهان.خیلی خوش گذشت . اونایی که نیومدن از جیبشون رفت .
