تبليغاتX
من امشب تورو میخوام ...



    راوی قصه
    رازهایی از جنس بلور ...
    غبار غم
    من پر از وسوسه های رفتنم
    عاقلانه های امین روزگرد
    هو الحی
    تمنای گناه های شیرین
    ایران میهن من
    شومبوس من عاطفه
    درسا خانومی دختر چشم آبی
    دیونه ی عشق



  پست الکترونیک



 Regenerated by Satan

 Dedicated to : 

  Babi & Vici

 


ساعت : 18:40

یکشنبه سی ام مرداد 1384
 

خدایی بی حیایی رو میبینی. به جان دات نت قسم که دیگه من خسته شدم بس که در مورد بی شرفی بعضیا مطلب نوشتم اما مگه میذارن. صبح بیداری مطلب جالبی در مورد دسترسی انحصاری داره هر چند که جریان اون با من فرق داره اما ۵۰ درصد مطلبش دقیقا همون چیزیه که من میخوام بگم.

مرتیکه بی همه چیز دنبال دختره راه افتاده ول کن معامله هم نیست. مردک این بابا به قول یه عده از آقایون شخیص !!! صاحب داره تو رو سنننه ؟ بکش از ملت بیرون .

به خدای احد و واحد اگه من تو این مملکت کاره ای بشم میدونم چه جوری این جماعت رو ادب کنم.خودمم امیدوارم دستم به جایی نرسه چون اون موقع شرمنده خیلی ها میشم.

همچنان : یا حق

نوشته شده توسط : سیتن | 


ساعت : 14:46

پنجشنبه بیست و هفتم مرداد 1384

 

مرلین منسون میگه :

I never really hated the One True God

But the God of the people I hate it

اما من میگم :

I never really hated One True Man

But these fucking horney men I hate 'em

نوشته شده توسط : سیتن | 


ساعت : 15:54

سه شنبه هجدهم مرداد 1384
چی بگم . مگه حسی هم مونده . مگه میشه فراموشش کرد.

 مگه در و دیوارای شهر میذارند. مگه در و دیوار اتاقت میذارند.

آخه چرا ساز مخالف میزنی . آخه مگه بد حرفیه که آدم با هر کس و ناکسی نگرده.

مگه خودتو از سر راه پیدا کردی . آخه اینم جای بحث داره !!!

یه روزی سرت به سنگ میخوره که دیگه دیره که همه چیز و همه کستو از دست دادی. اینم

میگذره . تو خودتو گم کردی تو معنی آزادی رو گم کردی تو بیخود از عرف های جامعه برای خودت

غل و زنجیر درست کردی . گلی که مرتب دستمالی میشه مرتب بوش میکنند دیگه چیزی ازش

نمیمونه . فک میکنی ملت دنبال چی تو راه افتادن . اینهمه کشته مرده برای چی هستن ؟

مگه تو حرفه تو رشته و ... که داری تو دیگه آخرشی ؟ تو سقفش هستی ؟ نه عزیز من نه

ملت دنبال چیزه دیگه ای هستن . شما هایی که واقعا برای از دست دادن چیزی دارین دیگه نمیدونم چرا

این ریسک رو میکنید . تو مستونی خودتو به خریت بزنی که یه جوونه ۲۰ ساله یه پسر گل گلابی

اونم از نوع متعهد ( منظورم اینه که مجرد نیست آخه ما یه بار به دوستمون گفتیم فکر کرد منظورم

از متعهد یعنی برادرهای ارزشیمون )  بدون منظور اینقد قربون صدقت میره . اما من که جنس خودمو

بیشتر میشناسم  چه برسه به اون مادر به خطا .

یه عده از زنان و دختر های ما به جای اینکه حق ضایع شده ازشونو مطالبه کنند میخوان با مرد ها

همزاد پنداری کنند که مثلا چرا زن نباید تو کارخونه لای پاچه مشتی کارگر تو کف کار نکنه ولی آقایون

مهندس بتونند. یا چرا نباید مثل مرد ها تو روابطشون تو پوشش تو هزار جور چیزه دیگه رفتار کنند

با وضعیت مملکت ما زن اگه بخواد اینا رو داشته باشه دیگه خودشو نداره .

من میخوام بپرسم مگه حتما باید آدم یه همکار مرد داشته باشه یعنی هیچ زنی پیدا نمیشه که آدم

اول بره سراغ اون . حالا رفتی وقتی میبینی یه شعوری نداره چه اصراریه که بازم با اون ادامه بدی

میخوام بپرسم که اگه چاک سینه آدم و هر خری نبینی خیلی تحجره

اگه وقتی با همکار پسرت که خیلیم عذبه (والا نمیدونم دیکتش درسته یا نه ) تو تاکس بشینی حتما

باید تریپ لاو بری دو نفری جلو بشینی

والا مشکلات من و باقی جوونا حتی خود تو اینا نیست . اما این کارا جز اینکه دردسرمونو بیشتر کنه

چیزه دیگه ای به همراه نداره مخصوصا برای شما که لطیف ترید

اینقد عناد نکن  و همه پلهای پشت سرتو خراب نکن

فقط بیاندیش .

یا حق

نوشته شده توسط : سیتن | 


ساعت : 16:26

چهارشنبه دوازدهم مرداد 1384
 

نه از خاکم...نه از بادم
نه دربندم...نه آزادم
نه آن لیلاترین مجنون
نه شیرینم نه فرهادم
نه از آتش...نه از سنگم
نه از رومم...نه از زنگم
فقط مثل تو غمگینم
فقط مثل تو دل تنگم
چه غمگینم*چه تنهایم
نه پنهانم*نه پیدایم
نه آرامی به شب دارم
نه اَمیدی به فردایم
...چه اَمیدی
...چه فردایی
اگه خوشحال اگه غمگین
چه فرقی داره تنهایی
.....جه فرقی


 

نوشته شده توسط : سیتن | 


دی 1387
آذر 1387
مرداد 1387
تیر 1387
اسفند 1386
آذر 1386
آبان 1386
مرداد 1386
تیر 1386
اردیبهشت 1386
شهریور 1385
مرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
آذر 1384
مهر 1384
شهریور 1384
مرداد 1384
تیر 1384
خرداد 1384
اردیبهشت 1384
فروردین 1384
اسفند 1383
بهمن 1383