Regenerated by Satan
Dedicated to :
Babi & Vici
ساعت : 16:25
چهارشنبه هجدهم دی 1387
سيد بن طاوس مينگارد:
هنگامى كه شب عاشورا صبح شد امام حسين عليه السلام دستور داد تا خيمههايش
را نصب كردند. بعد از آن دستور داد ظرفى را آوردند كه مشك فراوانى در آن
بود. سپس مقدارى نوره در ميان آن ريخت و داخل خيمه شد كه نوره بكشد (يعنى
موهاى سافل بدن مباركش را زايل نمايد).
روايت شده كه بربر بن خضير (بضم باء و خاء و فتح راء و ضاد) همدانى (بسكون ميم) و عبد الرحمن بن عبد ربه انصارى بر در آن خيمه ايستاده بودند كه بعد از امام حسين عليه السلام نوره بكشند. برير مىخنديد و كارى ميكرد كه عبد الرحمن را بخنده در آورد، عبد الرحمن ميگفت: اى برير آيا اكنون موقع خنده است، فعلا موقع شوخى و مزاح نيست.
برير گفت: خويشاوندان ميدانند كه من در زمان جوانى و پيرى شوخى را دوست نداشته و ندارم. اين مزاح و خندهاى را كه اكنون ميكنم بشارتى است براى آن نعمتى كه بسوى آن ميرويم. بخدا قسم چيزى مانع ما نيست مگر اينكه با شمشيرهاى خود با اين گروه ديدار نمائيم و يك ساعت با ايشان بجنگيم و سپس با حور العين معانقه كنيم!
روايت شده كه بربر بن خضير (بضم باء و خاء و فتح راء و ضاد) همدانى (بسكون ميم) و عبد الرحمن بن عبد ربه انصارى بر در آن خيمه ايستاده بودند كه بعد از امام حسين عليه السلام نوره بكشند. برير مىخنديد و كارى ميكرد كه عبد الرحمن را بخنده در آورد، عبد الرحمن ميگفت: اى برير آيا اكنون موقع خنده است، فعلا موقع شوخى و مزاح نيست.
برير گفت: خويشاوندان ميدانند كه من در زمان جوانى و پيرى شوخى را دوست نداشته و ندارم. اين مزاح و خندهاى را كه اكنون ميكنم بشارتى است براى آن نعمتى كه بسوى آن ميرويم. بخدا قسم چيزى مانع ما نيست مگر اينكه با شمشيرهاى خود با اين گروه ديدار نمائيم و يك ساعت با ايشان بجنگيم و سپس با حور العين معانقه كنيم!
نوشته شده توسط : سیتن |